این هم یه سری جوک باحال که درخواست کرده بودید:

 

یه روز غضنفر رو میگیرن میبرن اداره پلیس. میپرسه منو برا چی آوردن اینجا؟ میگن به خاطر عرق خوری. میگه پس چرا نمیارن بخوریم؟؟؟؟!!!!

 

تو نماز جمعه قزوین نفر آخر رو برق میگیره نفر اول میمیره!!!

 

کره خره از باباش میپرسه چرا همه سرشونو میگیرن بالا راه میرن ولی ما سرمون رو پایین میگیریم؟ باباش میگه آخه این ترکا واسه ما آبرو نگذاشتن.

 

به ترکه میگن بورو ببین راهنما کار میکنه؟ میره جولو میگه آره، نه، آره، نه.

 

لره درو پنجره ساز بوده میره خاستگاری، میپرسن دوماد چی کاره هست؟ جواب میدن، ویندوز نصب میکنه.

 

به یه مرغه میگن میتونی روزی 10 تا تخم کنی؟ میگه نه اون دیگه کار مرغای خرابه تلاونگه!

 

غضنفر میره امتحان بده واسه استخدام در آتش نشانی. ازش میپرسن اگه جنگل آتیش بگیره و تو هم اونجا باشی و آب نباشه چی کار میکنی؟ میگه تیمم میکنم.

 

دو تا میخ میرن تو آب زنگ میزنن، فرار میکنن.

 

یه روز یه کرمه شب تاب اکس میخوره تا صبح فلاش میزنه.

 

به غضنفر میگن اذون بگو، میگه والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد.

 

ترکه دو سال میره سربازی، آخرش کارتشو که میدن میگه، ای بابا اینو که دارم گواهینامه میخوام.

 

تو اردبیل به مناسبت میلاد حضرت عبه اونایی که اسمشون میلاد بود جایزه دادند.

 

غضنفر بعد از زلزله بم بر میگرده و ازش میپرسن دلخراش ترین حادثه ای که دیدی چی بود؟ میگه یه کودکی بود که داشتم خاکش میکردم و هی میگفت عمو من زنده هستم.

 

به غضنفر میگن یه پیامبر نام ببر، میگه "سوج". میگن سوج که پیامبر نیست. جواب میده، خودم دیدم پشت یه اتوبوس نوشته بود یاسوج.

 

به یه نفر میگن تا حالا تو اتوبان چپ کردی؟ میگه نه ولی یه بار تو خیابون راست کردم، آبروم رفت.

 

غضنفر میره امام زاده میبینه شلوغ شده داد میزنه، آهای شلوغ نکنید، پارسال هم شلوغ شد حاجت ها با هم قاتی شد، من حامله شدم.

***

اگر به بعضی از هموطنان بی احترامی شد خواهش میکنم به دل نگیرن. یه شوخی و سرگرمی بود و ما هم قصد ناراحت کردن کسی رو نداشتیم.

راستی اس ام اس های خیلی هاتون به دستم رسید چه کسانی که کامنت گذاشته بودند و چه کسانی که به خود من اس ام اس داده بودند. به زودی اونا رو هم خواهید دید.

--

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 مرداد 1386    | توسط: پویان اسدی    | طبقه بندی: جوک و اس.ام.اس،     |
نظرات()